تبليغاتX
مدیریت برای شما/ وب سایت رسمی محمدکاظم(هدا) کشورشاهی
.: به نام آرام بخش دل ها :.
در این وبگاه مطالب مختلفی در ارتباط با رشته مدیریت قرار گرفته است. همچنین سعی شده است مقالات فارسی و لاتین، کتاب های مدیریتی، حکایات زیبا (بعنوان Case Study) و تجارب در زمینه تحصیلات تکمیلی و به طور کل در مورد موضوعات مختلف و گرایش های مدیریت مطالب مفیدی قرار گیرد.
از آنجايي که استقبال در آزمون کارشناسي ارشد مديریت زياد است سعي شده است از منابع، تست ها و بهترين تجارب خود و اساتيد جهت کمک به داوطلبان استفاده شود.
دوستان دانشکده مديريت تهران مرکز مي توانند از کانال اين وبگاه دیدگاه های خود را به به یکدیگر و حتي اساتيد محترم برسانند. جهت بهره گيری بهتر از اين وبگاه از موضوعات زير استفاده کرده و به علت وجود تعدد موضوعات از جستجو در سايت استفاده کنيد. منتظر راهنمایی ها و نظرات سازنده شما هستیم.
با تشکر از حضور شما

بازدید : مرتبه
تاريخ : شنبه 7 آذر1388

مهارتهاي رهبري
براي مديران

نويسنده: مارلين كاروسلي
"MARLENE CAROSELLI"
مترجم: امير توفيقي
ناشر: انستيتو ايزايران
زمان چاپ: چاپ اول، 1385
از: سيدمحمد باقري زاده

پيتر دراكر

«عمل بدون فكر
علت تمام شكست‌هاست».

معرفي

كتاب «مهارتهاي رهبري براي مديران» (LEADERSHIP SKILLS FOR MANAGER) داراي يك مقدمه مترجم، پيشگفتار، سپاسگزاري، درباره نويسنده و ده فصل مي باشد كه در سيصد صفحه (300) ترجمه و منتشر شده است.
فصل اول كتاب به بررسي تفاوتهاي ميان مديريت و رهبري مي پردازد و سپس ويژگيهايي را مطرح مي كند كه بيشتر با رهبري درارتباط مي باشند. ساير فصلهاي كتاب به بررسي نقشهايي مي پردازد كه رهبران مي بايد ايفا نمايند. از ميان اين نقشها مي توان به دورانديشي، حل كردن مشكلات، تشكيل دادن تيمها و مديريت اشاره كرد. به علاوه از رهبران انتظار مي رود كه ارتباط برقراركنندگاني برجسته باشند، به توزيع قدرت بپردازند و به عنوان يك رابط خوب بين ساير افراد هماهنگي ايجاد نمايند. از رهبران خواسته مي شود كه برنامه ريزي را در دست بگيرند و بياموزند كه چگونه بايد مهارتهاي مختلفي را كه براي تسهيل موفقيت ديگران موردنياز است، با تيم تلفيق نمايند.

درباره نويسنده
«مارلين كاروسلي» يك نويسنده بسيار فعال است كه مي توان فهرست بيش از 40 كتاب او را در سايت اينترنتي AMAZON.COM و يا سايت اختصاصي خودش www.hometown.aol.com/mccpd مشاهده نمود. او به طور منظم و فعال با مجله EXCELLENCE استفان كاوي همكاري دارد و همچنين مقالاتي هم براي نشريه LAKEWOOD و بعضي از نشريه هاي الكترونيكي و سالنامه ها، ارسال مي دارد. او دوره هاي آموزشي را هم براي آژانسها و موسسات دولتي و ساير سازمانها، برگزار مي نمايد.

محتواي كتاب
1 – چنين مشهود است كه از «جك ولش» مديرعامل شركت جنرال الكتريك GE خواسته شد تا تمام دستورات مهم خود را در يك جلسه بيان نمايد. او تنها يك عبارت چهار كلمه اي گفت و بلافاصله جلسه را ترك كرد. آن عبارت اين بود: «مديريت نكنيد_ رهبري كنيد». بسياري از افرادي كه در جلسه حاضر بودند متحير ماندند كه «تفاوت اين دو، چيست؟»
تعريف كلاسيك مدير عبارت است از فردي كه كارها را ازطريق ساير افراد به انجام مي رساند. مدير كسي است كه، كارها را به جاي آنكه خودش انجام دهد، فقط اداره مي كند. مسئوليت استخدام، اخراج، تعليم دادن و مجازات كردن كارمندان برعهده مدير است. بر كيفيت محصولات و شرايطي كه تحت آنها كارهاي مختلف به انجام مي‌رسند، و عمل نفوذ دارد، به عنوان واسطه اي بين كاركنان و مديران رده هاي بالاتر عمل مي كند و بالاخره كاركنان را تشويق كرده و به فرهنگ دستيابي، متعهد مي‌نمايد.
درحالي كه مديران درحال دستيابي و حركت به سمت اهداف سازماني مي‌باشند، رهبران مي بايد اهداف جديدي را طراحي نمايند، اهداف قديمي را از بين ببرند و عملكردهاي جديدي را به مرحله اجرا درآورند. يك رهبر كسي است كه: عقيده داشته باشد، درحالي كه به طور هماهنگ با ديگران عمل مي كند، مي تواند تفاوتهايي ايجاد نمايد. چيز ارزشمندي را به وجود آورد كه تاكنون وجود نداشته است، انرژي مثبت ساطع كند، واقعيت بخشي مي كند و بالاخره از تغييرات استقبال مي كند. (23)
رهبران داراي ويژگيهاي، جسارت، غرور، صداقت و صميميت، قابليت سازگاري و هماهنگي، تاثيرگذاري و قابليت چندزماني هستند. (35)
2 - «جوناتان سويفت» واژه «چشم انداز» (VISION) را به عنوان توانايي ديدن ناديدني‌ها تعريف كرده است. رهبران دقيقا همين كار را انجام مي دهند. آنها يك فضاي بهتر، يك فرايند سريعتر، و يك شيوه مناسب‌تر براي تامين رضايت مشتريان تصور مي نمايند. (40)
رهبران به آسودگي خيال حمله مي برند. آنها خودشان و ديگران را به چالش مي اندازند تا ركوردهاي شخصي خودشان را افزايش دهند. روش صحيح اين است كه همواره با خودتان به رقابت بپردازيد و درصدد بهبود وضعيت خودتان باشيد. (53)
رهبراني كه به زيردستان و افراد مجموعه خود اعتماد دارند و به آنها احترام مي گذارند، هرگز به صورت جزيي و در امور كوچك به رهبري و هدايت آنها نمي پردازند. مديراني كه قصد دارند به رهبري افرادشان بپردازند همواره آنها را تشويق مي كنند تا در ابتدا با گامهاي كوچك و در ادامه با گامهاي بزرگ‌تر به سمت خودمختاري و استقلال راي حركت كنند. (61)
رهبران، قدرت را درك كرده و آن را مي‌فهمند. آنها اين قدرت را ابزاري براي رسيدن به اهداف اخلاقي مي دانند. اگر قدرت در اين جهت به كار گرفته شود، منتهي به نتايج برنده / برنده / برنده مي گردد. رهبران اين دسته سوم را به اين رابطه وارد مي نمايند. يك شخص، گروه يا موسسه اضافي كه از «برنده شدن» دو عضو اول اين رابطه، سود مي برد. اين برنده سوم مي‌تواند سازمان، مشتري‌ها و يا صنعت باشد. (65)
3 – هنگامي كه رهبران قصد دارند تصاوير ذهني خودشان را به واقعيت تبديل نمايند و مشكلاتي بروز مي نمايد، هم به مهارتهاي واگرايانه نياز دارند و هم به مهارتهاي همگرايانه. اگر قصد داريد ديگران را به سمت تصاوير موردنظرتان رهبري نماييد، آن چشم انداز بايد به قدري جذاب باشد و به قدري باشرايط فعلي تفاوت داشته باشد كه در واقع ديگران را وسوسه و اغوا نمايد. (77)
همه ما، هراز چندگاهي با موقعيتهاي دشوار و ناراحت كننده اي در محل كارمان، روبرو مي شويم. كساني كه اعتماد و اتكاي به نفس داشته باشند، معمولا مي توانند راه نهايي براي رها شدن از آن موقعيت خطير پيدا نمايند. رهبراني كه مي خواهند موانع را از سر راه بردارند، معمولا با كساني كه جواب رد داده اند به مبارزه برمي‌خيزند.
كساني كه تفكرات واگرايانه دارند. همواره به گذشته رو مي كنند. آنها ايده هاي قديمي را دوباره احيا مي كنند. درمقابل، كساني كه تفكرات همگرايانه دارند، به منطق اتكا كرده و تنها با استفاده از دستاوردهاي عمل، به اطمينان خاطر دست پيدا مي كنند. (102)
4 – هم رهبران و هم مديران، نياز دارند تا چشم انداز بزرگ را بشناسند و آن را مدنظر داشته باشند و نيازمند اين هستند كه تمام جزئياتي كه نياز دارند تا به يك چشم انداز بزرگ دست پيدا كنند و درجهت رسيدن به آن گام بردارند را تهيه و آماده نمايند.
اولويت دادن و قرار دادن ماموريت اصلي در درجه اول اهميت در ذهن، مي تواند باعث شود به نتايجي دست پيدا كنيد كه به مقاصد و اهدافتان، بسيار نزديك باشند. يكي از روشهاي انجام اين مطلب، اين است كه در تمام مبادلات خودتان را براساس اهداف خودتان به انجام برسانيد. (109)
تحقيقات به طور مكرر ثابت كرده اند كه پول، بهترين جايزه و پاداش براي افراد شاغل محسوب نمي شود. يك رهبر مي‌تواندپاداشهايي به افرادش بدهد كه ازنظر مالي ارزش چنداني نداشته باشند، اما ازنظر ميزان رضايت بخشي‌ به افراد گروه، تاثير بسيار زيادي داشته باشند. هنگامي كه يك كارگروهي موفق شود و درست عمل كند، خودش نوعي پاداش محسوب مي شود. (121)
5 – اگر دهه آخر قرن بيستم را به عنوان «قرن نوزدهم نانو ثانيه اي» معرفي كردند، مي توان اطمينان داشت كه در ده سال اول قرن جديد، سرعت حركت نه تنها به هيچ وجه كمتر نمي‌شود. بلكه بسيار زيادتر خواهدبود. در اين دوران، بيشتر از پيش، نيازمند راههاي جديدي براي مديريت خواهيد بود. (134)
هوشمندي احساسي واژه اي است كه براي اولين بار توسط «دانيل گلمن» مورداستفاده قرار گرفت. اگر بتوانيد كاري كنيد كه گروهتان چنين هوشمندي و قدرتي را به كار گيرد. مي توانيد مطمئن باشيد كه آنها را پيروز نموده ايد. رهبران به افراد گروهشان كمك مي كنند تا به توسعه يك چنين ديدگاهي بپردازند. (148)
به پختگي و بلوغتان افتخار كنيد. اجازه ندهيد ديگران سطح شما را پايين آورده و به عنوان يك غيرحرفه اي با شما برخورد نمايند. براساس يك تحقيق جديد كه در دانشگاه كاروليناي شمالي به انجام رسيده است. هنگامي كه مديران رفتاري بي ادبانه و بي‌نزاكت دارند، 53% از كارمندان چندين ساعت كار بهينه را از دست مي دهند. 36% سعي مي كنند شغل خودشان را عوض كنند. 37% احساس تعهد كمتري نسبت به سازمان پيدا مي‌كنند. 22% تلاش كمتري انجام مي دهند و 12% شغل خود را ترك مي كنند. (160)
6 – آرتور شلسينگر، تاريخدان، «جان اف كندي» را با اين كلمات توصيف مي كند: فراتر از همه اينها، «او يك چشم انداز جاوداني از رهبري را به منصه ظهور گذارد كه به طرزي اعجاب آور، بيم و اميد و اختلاف و امكان زندگي بر روي اين كره را به خوبي مي دانست و مردم را وادار مي نمود تا از فراسوي مليت‌هايشان، به آينده انسانيت بينديشند». (172)
رهبر امروز همواره درحال مواجهه با چالشهاي جديد است. افرادي كه به خوبي مي‌توانند از قدرت مغزي خودشان استفاده نمايند، معمولا سلاحهاي زيادي دارند كه مي توانند در جنگ كلمات و هنگامي كه زير تيرباران كلمات مختلف قرار گرفته اند، از آنها استفاده كنند. يكي از اين تكنيك‌ها، تكنيك تعريف است. (184)
«يوگي برا» مي گويد: «مي توانيد چيزهاي بسيار زيادي را فقط از طريق مشاهده كردن بياموزيد». اين روش يكي از بهترين روشهاي يادگيري است. اما به چه كسي بايد نگاه كرد؟ به رهبراني كه روشهاي ارتباطي آنها تاثيرگذار و آموزنده باشد. (192)
7 – متاسفانه در ذهن بسياري از مردم، كلمه «قدرت»، تداعي كننده مسايل منفي است و بار منفي دارد. اگر از قدرت به نحوي هوشمندانه و عاقلانه استفاده شود، مي تواند اهداف را به واقعيت تبديل كرده و باعث نفع گروههاي بسيار شود. جرج برنادشاو به شكلي جالب عنوان كرده است كه قدرت، افراد را تباه نمي‌كند. او عقيده دارد: «هنگامي كه انسانهاي احمق در موقعيتهاي قدرت قرار بگيرند، قدرت را تباه مي‌كنند».(198)
هنگامي كه به كاركنان خود، در بعضي از مسايل كه نتايج آن به خودشان برمي گردد، آزادي عمل و قدرت تصميم‌گيري مي دهيد، احساس مي كنند كه به آنها توجه شده و ارزش داده شده و درنتيجه احساس رضايت مي‌نمايند. (199)
هيچ كس، همه چيز را نمي داند. ممكن است بعضي افراد نسبت به بعضي مسايل اطلاعات و مهارت كافي نداشته باشند و داراي نقاط ضعفي باشند. براي كمك به اين گونه افراد، مي توانيد يك بانك مهارت به وجود آوريد تا كساني كه نسبت به يك مسئله خاص، ضعف دارند، بتوانند از كمك ديگراني كه در اين مسئله تبحر دارند، برخوردار شوند. (212)
8 – معلم رهبري، «وارن بنيس»، رهبران را به عنوان افرادي مي شناسد كه اتحادهاي استراتژيك را به وجود مي‌آورند. «استفن كاوي»، يكي ديگر از معلمين رهبري، نيز همين مفهوم را به شكل ديگري بيان مي كند: «آينده، عصر اتحادها، مشاركتها، ادغام‌ها و كسب مالكيتهاي بسيار زياد و نامحدود، خواهدبود». اگر واقعا قصد داريد مهارتهاي رهبري خودتان را تقويت كنيد و اگر خودتان را متعهد كرده ايد كه براي آينده آماده شويد، نيازمند پيدا كردن راههايي هستيد كه ازطريق آنها در اتحادهايي كه آينده را تشكيل خواهند داد، شركت و يا آنها را توسعه دهيد. (234)
منشور مشاركت داراي وجوه زيادي است كه با هم متفاوت هستند. اما بعضي از رهنمودها بر تمامي اين وجوه، دلالت مي كنند. بعضي از اين وجوه عبارتند از: «بداهه سرايي، راهنمايي، طرح‌ريزي، نظارت، غافلگيري و اصلاح. علاوه بر اين نكات توافقات شراكتي معمولا از طريق مسايلي مانند: تعهد، ارتباطات، خلاقيت، فرهنگ، كشمكش، وجه اشتراك و اعتماد شناخته مي شود. اگر قصد داريد با كسي شراكت كنيد، مديريت كنيد و يا رهبري نماييد، بايد مدتها قبل، مدل «تيلور» را رها كرده باشيد. (251)
9 – مديران با مقررات و قوانيني سخت، مستقيم، باريك و سريع، روبرو هستند. اما در مقابل، رهبران معمولا قدم به دنياي ناشناخته ها مي‌گذارند. آنها به جاي آنكه از قوانين پيروي كنند، خودشان آنها را وضع مي نمايند. (258)
رهبران مي دانند كه موفقيت معمولا ازطريق يك رويكرد «كايزن»، به دست مي آيد. مسافت نماهايي تدريجي و افزايشي، مسير حركت را به سمت پيروزي نهايي مشخص مي‌كنند. منافعي كه از برنامه ريزي به دست مي‌آيد، مربوط به تمام انواع برنامه ريزي مي‌باشد. آنها باعث مي شوند در زمان، پول و ميزان تلاشي كه بايد انجام پذيرد. صرفه جويي شود، همكاري و كنترل به نحو بهتري صورت گيرد، تفويض اختيارات راحت‌تر گردد، گامها و مراحل اضافي و بيهوده حذف شوند و مسايل اخلاقي ازطريق كنترل بحرانها، تقويت شوند. (260)
درهنگام برنامه ريزي، هرگز تصور نكنيد كه اين تنها مديران هستند كه چشم انداز مناسب براي جهت گيري و پيشرفت را مي‌شناسند. سعي كنيد تمام افراد سطوح مختلف سازمان را در برنامه ريزي‌ها دخيل كنيد تا بتوانيد برنامه ريزي 360 درجه انجام دهيد. براي اينكه مهارتهاي برنامه ريزي خودتان را اصلاح نماييد، به مطالعه زندگينامه چهره هايي بپردازيد كه برنامه هايشان تاثيرات شگرفي در نحوه زندگي و كار ما بر جاي گذاشته است. (273)
10 – مفهوم رهبر به عنوان كسي كه بايد موفقيت همه افراد را تسهيل نمايد يكي از دقيق ترين مفاهيم است كه در اين كتاب به آن اشاره شده است. رهبر به عنوان كسي معرفي شده كه مي بايد نقشهاي متفاوتي را ايفا كند. عمده اين نقشها عبارتند از: (297)
الف – رهبر در نقش دورانديش – شناسايي موفقيت آميز سرنوشت و تقدير سازمان و جرأت پيروي و دنبال كردن آن تقدير.
ب - رهبر در نقش حل كننده مشكلات – از سختي هايي كه به طور ذاتي در مشكلات وجود دارند، استقبال مي‌كند و اگر فرصت تبديل كردن بحران به آرامش دراختيارش باشد، شادمان مي‌گردد.
پ – رهبر در نقش سازنده گروه – هنگامي كه با تيم خودتان ارتباط برقرار مي كنيد، سعي كنيد كه حتما با نوازندگان ملودهاي اول و دوم، به يك ميزان احترام بگذاريد.
ت – رهبر در نقش مدير – رفتار احترام آميز با كارگران، درحال حاضر يكي از بخشهاي علم مديريت مي باشد. كنترل بر دارايي هاي ثابت (مشهود) به تاثير بر روي كاركنان دانش آموخته تبديل شده است.
ث – رهبر در نقش برقراركننده ارتباط – رهبري كردن، براي رهبراني كه گوش مي‌دهند،بسيار ساده‌تر از رهبراني است كه اين كار را نمي‌كنند.
ج – رهبر در نقش توزيع كننده قدرت – ما رهبراني را تحسين مي‌كنيم كه بدانند چگونه از قدرت – چه قدرت متقاعدسازي و چه ساير قدرتها – استفاده نمايند.
چ – رهبر در نقش رابط – به ياد داشته باشيد كه: «كسي كه مي خواهد رهبر باشد، بايد حتما يك پل هم باشد».
ح – رهبر در نقش برنامه ريز – اگر يك رهبر قدرت ذهني لازم براي حركت از يك برنامه به سمت يك برنامه ديگر را نداشته باشد، با شكست روبرو مي شود.
خ – رهبر در نقش رهبر – شما مسئول چشم انداز، تيم، مشتري‌ها، سازمان، صنعت، جامعه و خودتان هستيد. هرگز هيچ كسي نگفته است كه رهبري كار ساده است.

بهره مندان كتاب
كتاب براي آن دسته از خوانندگان نوشته شده كه مايلند مهارتهاي رهبري خود را توسعه دهند. اگرچه هركسي مي‌تواند يك رهبر باشد. اما معمولا مديران به دنبال چنين مهارتهايي هستند.




Cloob
ارسال شده توسط هدا کشورشاهی