در این وبگاه مطالب مختلفی در ارتباط با رشته مدیریت قرار گرفته است. همچنین سعی شده است مقالات فارسی و لاتین، کتاب های مدیریتی، حکایات زیبا (بعنوان Case Study) و تجارب در زمینه تحصیلات تکمیلی و به طور کل در مورد موضوعات مختلف و گرایش های مدیریت مطالب مفیدی قرار گیرد.
از آنجايي که استقبال در آزمون کارشناسي ارشد مديریت زياد است سعي شده است از منابع، تست ها و بهترين تجارب خود و اساتيد جهت کمک به داوطلبان استفاده شود.
دوستان دانشکده مديريت تهران مرکز مي توانند از کانال اين وبگاه دیدگاه های خود را به به یکدیگر و حتي اساتيد محترم برسانند. جهت بهره گيری بهتر از اين وبگاه از موضوعات زير استفاده کرده و به علت وجود تعدد موضوعات از جستجو در سايت استفاده کنيد. منتظر راهنمایی ها و نظرات سازنده شما هستیم.
با تشکر از حضور شما
کاربرد تجزیه و تحلیل شغل
اطلاعاتی که از تجزیه و تحلیل شغل به دست میآید، در امور گوناگون مربوط به مدیریت منابع انسانی، مورد استفاده قرار میگیرد که مهمترین آنها عبارتند از: کارمندیابی، انتخاب و انتصاب، ایمنی، ارزیابی عملکرد، حقوق و دستمزد، طراحی شغل، برنامهریزی نیروی انسانی و تحقیق و پژوهش و تنظیم قوانین و مقررات استخدامی.
مشکلات تجزیه و تحلیل شغل
ممکن است در نتیجه تجزیه و تحلیل شغل، تصویر مبهمی از شغل ارائه شود. این احتمال، همواره حتی هنگامی که تجزیه و تحلیل بههنگام صورت گرفته باشد نیز وجود دارد. علت این است که افراد مختلف از دیدگاههای مختلف به یک شغل نگاه میکنند و برداشتهای متفاوتی دارند. از این رو، ممکن است کارشناسان و تحلیلگران آمار، ارقام و اطلاعات به دست آمده را به صورتهای گوناگون تفسیر کنند. این مشکل، تنها به تجزیه و تحلیل مشاغل محدود نمیشود، بلکه در هر فرآیندی که انسان به عنوان عامل، در آن دخالت داشته باشد، وجود دارد.
طراحی شغل
برای طراحی مشاغل، روش واحدی که همواره بتوان از آن استفاده کرد، وجود ندارد و در شرایط و موقعیتهای گوناگون، طرحها و الگوهای متفاوتی به کار برده میشود؛ ولی معمولاً از چهار روش، بیشتر استفاده میشود: روش مدیریت علمی، روش انگیزش، روش سیستمی و روش مبتنی بر ویژگیهای عامل انسانی
۱. روش مدیریت علمی
رایجترین شیوه برای طراحی شغل، روش مدیریت علمی است که تیلور آن را پیشنهاد کرده است. او معتقد بود که تقسیم کار (بر اساس تخصص) باید مبنای طراحی مشاغل قرار گیرد.
در این نظریه، بهترین طرح برای هر شغل، آن است که حرکات اضافی برای انجام دادن آن را حذف کرده باشد. او نکات زیر را مورد توجه قرار میداد:
شغل باید به وظایف و مسؤولیتها محدود شود که میتوان به بهترین وجه از عهده آنها بر آمد.
شاغل باید فنون و مهارتهای خاص هر شغل را آموخته باشد.
ابزار و وسایل کار باید در دسترس کارکنان قرار داده شود، به گونهای که از تعداد حرکات غیر ضروری کاسته شود.
۲. روش انگیزش
بر اساس این روش، مشاغل باید به گونهای طراحی شوند که باعث رضایت کارکنان و ایجاد انگیزه در آنان گردد. روش انگیزش بر اساس نظریههای زیر پیشنهاد گردیده است:
نظریه دو عاملی هرزبرگ (غنی سازی شغل)
بنابر این نظریه، بدون اینکه تغییری در محتوای شغل داده شود، کارکنان، مسؤول برنامهریزی برای کار خویش و نظارت بر فرآیند کار میشوند و در نتیجه، مسؤولیت آنان در برابر کار، مشخصتر میگردد.
نظریه فعالسازی
طبق این نظریه، باید با ایجاد تنوع در کار و کاهش خستگی، کارکنان را فعال ساخت. گردش شغلی، یکی از روشهایی است که به این منظور بهکار گرفته میشود. به جای اینکه فردی همواره مأمور و مسؤول کار بهخصوصی باشد، مجموعهای از وظایف مختلف و متنوع را انجام میدهد.
نظریه ویژهگیهای شغل
این نظریه، مانند نظریه هرزبرگ، معتقد است که کارکنان هنگامی برای انجام کار انگیزه خواهند داشت که احساس کنند شغلشان با ارزش است و از چگونگی عملکرد خود، بازخورد بگیرند؛ ولی بر خلاف نظریه هرزبرگ، که در آن، توصیه ویژهای برای طراحی شغل ارائه نمیشود، در این نظریه، ابعاد کار به شرح زیر در طراحی شغل، مورد توجه قرار میگیرد:
۱. انجام کار باید به مجموعهای از مهارتها و تواناییهای گوناگون و متنوع نیاز داشته باشد.
۲. هویت کار باید معلوم باشد؛ یعنی به جای بخشی از کار، کارکنان باید یک کار را به طور کامل انجام دهند.
۳. کار باید هم از نظر کسی که مسؤول انجام دادن آن است و هم از نظر دیگران، چه در داخل سازمان و چه در خارج از آن، مهم به شمار آید.
۴. شغل باید طوری طراحی شود که شاغل آن، استقلال و آزادی عمل داشته باشد و بتواند در باره رویه کار، تصمیمگیری کند.
۵. طراحی شغل باید به گونهای باشد که شاغل بتواند از عملکرد خود بازخورد بگیرد.
وجود سه عامل (تنوع، هویت و اهمیت) باعث میشود کارمند احساس کند که کار مهمی دارد. استقلال و آزادی عمل باعث میشود که خود را مسؤولِ نتیجه کار خود بداند و دریافت بازخورد باعث میشود که فرد از نتایج واقعی عملکرد فعالیتهای خویش آگاه گردد. نتیجه حاصل از این حالتهای روحی در کارکنان، انگیزه بیشتر، افزایش کیفیت کار، رضایت بیشتر و غیبت کمتر است.
۳. روش سیستمی
منظور از روش سیستمی، این است که به جای طراحی تکتک مشاغل، نظام کار به گونهای طراحی شود که ابعاد اجتماعی و فنی کار، مکمل یکدیگر باشند.
از نظر کارکنان، شغلی خوب است که پیشپا افتاده و عادی نباشد و انجام دادن آن تا حدودی به توان فکری نیاز داشته باشد، تا اندازهای در آن تنوع و آزادی عمل وجود داشته باشد، وجهه اجتماعی خوبی داشته باشد و امکان پیشرفت شاغل را فراهم کند. بنابر این، ضوابط نظام کار باید طوری طراحی شود که آن دسته از کارکنانی که خواهان مسؤولیت بیشتر، مشارکت در تصمیمگیریها و رشد و پیشرفت در سازمان هستند، امکان دستیابی به این اهداف را داشته باشند.
در روش سیستمی، مانند روش مدیریت علمی، هدف این است که کارآیی عملیات افزایش یابد؛ ولی بر خلاف روش مدیریت علمی، به جای توجه به افزایش کارآیی در همه وظایف شغل، به وظایفی توجه میشود که نقش مهمی در روند کار دارند؛ مثلاً به جای اینکه واحدی در سازمان برای کنترل کیفیت کالا ایجاد شود، کارگری که کالایی را تولید میکند، خود مسؤول حفظ کیفیت و رفع عیوب آن میگردد. طراحی نظام کار به این شکل، تصمیمگیری برای رفع مشکل را در پایینترین سطح، یعنی منشأ ایجاد آن، امکانپذیر میکند.
انتخابی از منابع گوناگون






