تبليغاتX
مدیریت برای شما/ وب سایت رسمی محمدکاظم(هدا) کشورشاهی
.: به نام آرام بخش دل ها :.
در این وبگاه مطالب مختلفی در ارتباط با رشته مدیریت قرار گرفته است. همچنین سعی شده است مقالات فارسی و لاتین، کتاب های مدیریتی، حکایات زیبا (بعنوان Case Study) و تجارب در زمینه تحصیلات تکمیلی و به طور کل در مورد موضوعات مختلف و گرایش های مدیریت مطالب مفیدی قرار گیرد.
از آنجايي که استقبال در آزمون کارشناسي ارشد مديریت زياد است سعي شده است از منابع، تست ها و بهترين تجارب خود و اساتيد جهت کمک به داوطلبان استفاده شود.
دوستان دانشکده مديريت تهران مرکز مي توانند از کانال اين وبگاه دیدگاه های خود را به به یکدیگر و حتي اساتيد محترم برسانند. جهت بهره گيری بهتر از اين وبگاه از موضوعات زير استفاده کرده و به علت وجود تعدد موضوعات از جستجو در سايت استفاده کنيد. منتظر راهنمایی ها و نظرات سازنده شما هستیم.
با تشکر از حضور شما

بازدید : مرتبه
تاريخ : یکشنبه 23 آبان1389

استعاره سازمان شبدري : شبدر نشان ملي ايرلند و گياه كوچكي است كه به

هر يك از ساقه هايش سه برگ چسبيده است . چارلز هندي، كه اصلش ايرلندي

است، آن را به گونه اي نمادين به كار مي گيرد تا نشان دهند كه سازمان هاي

امروزي از سه گروه مختلف مردم تشكيل شده اند . اين گروه ها انتظارات متفاوتي

دارند، شيوه مديريت بر آنها فرق مي كند، حقوق متفاوتي دريافت مي كنند و به

اشكال مختلف ساماندهي مي شوند . او هر يك از اين سه برگ شبدر را كه نماد

سازمان فرض شده است، براي توصيف گروهي از كاركنان سازمان مورد استعاره قرار

مي دهد . نخستين برگ شبدر، نمايشگر كاركنان اصلي است كه هندي آنها را

مي نامد . اين گروه بيشتر از متخصصان، تكنسين ها و مديران « هسته متخصصان »

صاحب صلاحيت تشكيل شده است . اين افراد براي سازمان ضروري هستند . آنها

حامل دانش سازماني هستند كه سازمان را از همتايانش متمايز مي كند . اگر اين

گروه را از دست بدهيم، سازمان را از دست داده ايم . آنها ارزشمندند و بايد حفظ

شوند و جايگزين كردنشان نيز دشوار است . آنها عمده هويت و مقاصد خود را از

كارشان دريافت مي كنند . آنها همان سازمان هستند و غالبا هم نسبت به سازمان

متعهدند و هم به آن وابسته اند . آنها زياد و سخت كار مي كنند و درعوض نوعي

تضمين براي آينده طلب مي كنند . آنها به مقام، پيشرفت و سرمايه گذاري در آينده

فكر مي كنند . بنابراين نمي توان به اين افراد امر و نهي كرد . آنها مي خواهند

نامشان به اندازه نقششان معروف باشد . نمي خواهند به آنها گفته شود كه چه كار

بكنند. آنها خود را به نوعي شريك سازمان مي دانند و مي خواهند به آنها به چشم

همكار نگاه شود، نه زيردست . برگ دوم سازمان شبدري، پيمانكاراني هستند كه با

سازمان قرارداد مي بندند . كار عاقلانه اين است كه همه كارهاي غيراساسي در

سازمان، يعني كارهايي كه هركس ديگري هم مي تواند انجام دهد، از طريق عقد

قرارداد به كساني واگذار شود كه در آن به نوعي تخصص رسيده اند و به لحاظ

نظري بايد بتوانند آن را بهتر و با هزينه اي كمتر انجام دهند . اين برون سپاري انجام

كارهاي مربوط به محصول يا خدمت در يك سازمان، گاه به 80 درصد حجم فعاليت

ها هم مي رسد . افراد برگ دوم از كاركنان متخصص يا تكنسين هاي مستقل

تشكيل مي شوند كه بسياري از آنها در گذشته از كاركنان سازمان اصلي بوده اند و

نقش خود را در هسته اصلي ايفا كرده و يا ترجيح داده اند كه مستقل باشند . آنها در

قبال نتيجه اي كه به دست مي آورند، پول مي گيرند نه به ازاي مدت زماني كه

صرف مي كنند . آنها حق الزحمه دريافت مي كنند نه حقوق . در اين حالت سازمان

مركزي مي تواند كنترل خود را فقط از طريق بررسي نتايج اعمال كند نه از طريق

بررسي روش ها، در بعضي رشته ها به ويژه ساختمان، كالاهاي مصرفي و صنايع

كارخانه اي، مديريت پيمانكاري كاملا جا افتاده است . پرداخت پول به صورت حق

الزحمه، كار خسته كننده را قابل تحمل مي كند . سازمان شبدري اگر خود بر آن

حاكم باشد، براي كارهاي خسته كننده قرارداد مي بندد و در ازاي اخذ نتيجه، حق

الزحمه مي پردازد. در اين حالت ديگر نه چيزي به نام وفاداري وجود دارد و نه وعده

تلويحي امنيت شغلي در قبال نيروي كار مطيع . سومين برگ شبدر، نيروي

كار انعطاف پذير يا كارگران پاره وقت و موقتي هستند كه رشد يابنده ترين

بخش عرصه اشتغال را تشكيل مي دهند . كار در سازمان هاي خدماتي

متناسب با نياز و تقاضاي مشتريان بوده و مي تواند قبض و بسط پيدا مي

كند. مثلا خطوط هوايي و فرودگاه ها تابستان ها شلوغ ترند . مراكز تفريحي

در تعطيلات پايان هفته فعال اند . در اين حالت يا بايد از كاركنان اصلي تمام

وقت خواسته شود كه اضافه كاري كنند يا تعداد كاركنان تمام وقت آنقدر

باشد كه بتواند جوابگوي اوج دوره كاري باشند و در بقيه اوقات بيكار بمانند .

امروزه با توجه به حقوق رو به افزايش و شرايط ممتازي كه هسته اصلي تمام

وقت (برگ اول شبدر) دارد، هزينه هاي اين كار سرسام آور است. هر چند پر

دردسرتر، اما به مراتب ارزان تر است كه به منظور پركردن ساعات اضافي و

يا رفع نياز در دوران هاي اوج كار از نيروي كار فصلي و يا پاره وقت استفاده

كرد؛ راحتي مديريت در مقابل صرفه جويي قرار مي گيرد و صرفه جويي

برنده مي شود . اين برگ، بخش كمكي استخدام تلقي مي شود و متشكل از

افرادي است كه از آنها انتظار چنداني نمي رود و پاداش چنداني نيز دريافت

نمي كنند . اين افراد همان بازاركارند كه كارفرمايان آنطور كه دوست دارند و

هنگامي كه نياز دارند وارد آن مي شوند تا هر چقدر كه مي توانند پول

كمتري بابت آن بپردازند . البته اين يك فلسفه، كوته بينانه است . همه اين

افراد در آرزوي مشاغل هسته اي نيستند، در حاشيه وقت گذراني نمي كنند تا

شرايط بهتري پيدا كنند . اين قبيل افراد بايد جدي گرفته شوند، زيرا آنها كار

پاره وقت يا موقت را خود انتخاب مي كنند . آنها مهارت هايي دارند كه مي

تواند افزايش يابد، قابليت هايي دارند كه اگر از آنها خواسته شود مي توانند

ارائه دهند . لزوما در پي به دست آوردن پست يا ارتقاي مقام نيستند . بيشتر به

يك شغل و گروه كاري متعهدند تا به مقام يا سازمان . راه و روش كاركنان

هسته اصلي نمي تواند و نبايد همان راه و روش نيروي كار انعطاف پذير

باشد. اگر نيروي كار انعطاف پذير يعني برگ سوم سازمان شبدري بخش

ارزشمندي از سازمان تلقي مي شود، پس سازمان بايد براي سرمايه گذاري در

آن و ارائه آموزش آمادگي داشته باشد و به اين افراد نوعي منزلت و پاره اي

امتيازات اعطا كند . تنها در اين صورت است كه سازمان مي تواند آن كمك

موقت را كه به آن نياز دارد، در حد استانداردهاي مورد نظر خود به دست

آورد. آنها هيچگاه تعهد يا بلندپروازي كاركنان هسته اي را ندارند، اما خواهان

دريافت حقوق و برخورداري از شرايطي آبرومندانه و برخورد مناسب و

همراهاني خوب هستند . امروزه البته كليه اين برگ ها اهميت دارند . پس از

مشكلات اقتصادي كه در اواخر دهه 1970 و اوايل دهه 1980 پديد آمد،

سازمان ها مجبور شدند حجم هسته اصلي نيروي كار خود را كاهش دهند .

پس از بهبود اوضاع، اين هسته گسترش نيافت و سازمان ها به جاي آن،

توجه خود را به دو برگ ديگر معطوف كردند . اكنون به جاي يك نيروي كار،

سه نيروي كار وجود دارد كه ميزان تعهد هر يك به سازمان متفاوت است،

ترتيب قراردادهايشان با هم فرق مي كند و انتظارات متفاوتي دارند . هر يك

از آنها نيز بايد به شيوه اي متفاوت اداره شوند.

استعاره سازمان دوناتي : چارلز هندي با استفاده از استعاره سازمان

دوناتي، به شكل ديگري، تنوع نيروهاي كار در سازمان هاي عصر جديد را

توضيح داده است . او شيريني دونات را كه وسط آن سوراخ است، مبنا در نظر

گرفته و با دوناتي كه سوراخ آن در خارج و خمير آن در وسط است، استعاره

خود را شكل داده است . استعاره دونات در واقع حالتي خيالي براي مرتبط كردن

وظيفه با يك مسئوليت مهم تر در هر موسسه، سازمان يا گروه در جامعه است .

ما مي توانيم دوناتي را بكشيم تا ارتباط يك سازمان يا يك گروه كاري را نشان

دهيم؛ درست همانگونه كه مي توانيم از آن براي ابراز كردن تعادل در زندگي

خود بين كار و خانواده، يا بين ضرورت و اختيار استفاده كنيم . هندي، دونات را

ابزاري مرئي براي ايجاد موازنه و تعادل در چيزهايي مي داند كه غالبا متضاد و

متناقض با يكديگر به نظر مي رسند . در عصر حاضر، سازمان ها و افراد پذيرفته

اند كه داراي مركز ثقلي اساسي هستند . مركز ثقلي كه دربرگيرنده كارها، فعاليت

ها، مشاغل و كاركنان ضروري است . مركز ثقلي كه دور تا دورش را فضايي باز

احاطه كرده است كه آن را با كاركنان و قراردادهاي قابل تغيير و داراي انعطاف

پر مي كنند . امروزه تصميم استراتژيك و مهم سازمان ها اين است كه چه

كساني و يا چه فعاليت هايي را در هر يك از اين دو فضا قرار دهند . اگر همه

فعاليت ها وكارها در حجم وسط دونات متمركز شود، كار همانطور كه پيش بيني

مي شود انجام مي گيرد، يعني همه چيز قابل پيش بيني، برنامه ريزي و نظارت

خواهد بود . اين وضعيت، خسته كننده و بدون پويايي، خلاقيت و اختيار است . در

اين وضعيت، افراد تنها نقش ايفا مي كنند و خودي در كار نخواهد بود . در

مقابل، دونات كارآفرينان به گونه اي است كه همواره تلاش بي وقفه اي براي

پر كردن فضاي بيروني هسته مركزي دارند . يك شغل معقول معمولا يك

دونات متعادل است كه هسته مركزي و فضاي دور آن متوازن و متعادل است .

در دنياي قديمي كه همه چيز به شدت برنامه ريزي شده بود و هر چيز در دايره

دروني دونات جا مي گرفت، همه مجبور بودند مواظب باشند كارهايي را كه

انجام مي دهند اشتباه نباشد . پرهيز از اين نوع اشتباه يعني ارزيابي موفق داشتن .

» به سمت « غلط انجام ندادن كارها » اما وقتي مسئوليت ها از حالت ساده

گسترش مي يابد و پر كردن دواير بيروني دوناتي « درست انجام دادن كارها

مورد نظر قرار مي گيرد، اگر كارهاي زيادي را انجام نداده ايم كه بايد انجام مي

داديم، اشتباهي را مرتكب شده ايم كه متفاوت از نوع اشتباه قبلي است . هندي

اگر نمي » : در مورد نسبت شغل و توسعه افراد با تكيه بر اصل دونات مي گويد

توانيد از طريق كار فعلي خود توسعه وجودي پيدا كنيد، بايد شغلتان را عوض

كنيد يا اطمينان پيدا كنيد كه فضاهاي خالي دونات شخصي شما در جاي

ديگري پر مي شود . يك شغل مجبور نيست به تنهايي همه نيازها را برطرف

اگر همه كارها از سنخ فعاليت هاي هسته مركزي باشد، فضاي اندكي « . كند

براي ظهور و بروز خلاقيت هاي فردي و اظهار وجود شخصيتي فراهم خواهد

بود. سازمان هاي هوشمند به افراد اجازه مي دهند كه ضمن داشتن هسته

مركزي دونات خود، مجموعه اي از كارهاي جنبي مورد علاقه خود را نيز داشته

باشند. وظايف و مسئوليت هاي متنوع و گروه هاي مختلف، موجب بروز و ظهور

استعدادهاي متفاوت در افراد مي شود و افراد را در مواجهه با تجربيات مختلفي

قرار مي دهد . هم اكنون بسياري از سازمان ها و بنگاه هاي اقتصادي، كاركنان

خود را فعالانه تشويق مي كنند كه دست به فعاليت هاي داوطلبانه در جامعه

بزنند و حتي از اينكه شاهد تدريس مديران اجرايي خود در دانشكده هاي محلي

و خدمت در هيئت هاي علمي دانشكده ها و مانند آن هستند، شادمان اند . اين

سازمان ها معتقدند كه اين كارها بهترين شيوه توسعه است . هندي معتقد است

كه سازمان ها ديگر داراي چارت هاي شبيه به هرم هاي تشكيل شده از چندين

جعبه پست سازماني نيستند، بلكه چارت هايي دارند كه داراي دواير و گلوله هاي

آميبي شكل است . آنقدر تعداد شركت هاي پيمانكار و سازمان هاي وابسته به

اين شبكه سازمان، زياد است كه به راحتي سر و ته سازمان را نمي توان پيدا

كرد. او مي گويد شكل جديد كار بر حول محور سازمان هاي كوچكي خواهد

داشت كه غالبا در بخش خدمات فعاليت مي كنند و هسته مركزي كوچكي مركب

از افراد كليدي و مجموعه اي از آدم هاي عادي يا كارگران قراردادي در فضاي

اطراف هسته مركزي دارند . به هر حال ايجاد توازن و تعادل بين هسته مركزي

دونات و دواير بيروني آن بسيار لازم است . سازمان ها غالبا هسته هاي مركزي

بزرگتري را نسبت به نياز واقعي شان شكل مي دهند و بيش از حد ضرورت در

تحميل اين هسته هاي مركزي بزرگ تر به دونات هاي دروني خود اصرار دارند،

در حالي كه هيچكس دونات بي محتوا يعني كسي كه داراي هيچگونه مسئوليت و

تعهدي نباشد را نمي خواهد . از طرفي كسي با مسئوليت بسيار زياد و هسته مركزي

بسيار افراطي، جز احساس ضعف و ناتواني چيزي به بار نمي آورد . اگر ما به افراد

فضا ندهيم، هرگز نخواهيم توانست انتظار رفتارهاي مسئولانه از آنها داشته باشيم .

سازمان ها با تاكيد افراطي بر وظايف و حاكميت هسته مركزي، ناخواسته به بي

اعتمادي دامن مي زنند . فرزندان ما از آن رو سيگار كشيدن را ياد گرفتند كه

را يك قانون كرده بودند كه اين نوعي تكذيب « سيگار نكشيدن » مدارس آنها

آگاهانه مسئوليت و مسئوليت پذيري است.

استعاره پيل و پشه : چارلز هندي از استعاره پيل و پشه براي مقايسه سازمان

هاي پيل پيكر بزرگ كه ستون پرتوان جامعه استخدامي قرن بيستم بودند با گروه

پشه ها به كار مي برد كه نيروي كار مستقلي هستند كه برخي در كسب و كار

كوچك خود و برخي همراه يك يا چند شريك به فعاليت مي پردازند . با حركت

اقتصاد از روند صنعتي به سوي خدمات، پشه ها جانشين پيل هاي بزرگ پيشين

مي شوند . در واقع، امنيت جاي خود را به آزادي مي دهد . هندي بر اين باور است

كه انديشه همه كاره بودن سازمان هاي بزرگ، امروزه ديگر گستاخي پرهزينه اي

است. مشاركت ها و اتحادها به راه افتاده است، حتي پيل ها با رقيبان عقد ازدواج

مي بندند تا كمبودها را پوشش دهند يا از بودجه هاي پژوهشي بكاهند . يكي از

ويژگي هاي خدمت در سازمان هاي بزرگ اين است كه مي شود عشق سودايي

نسبت به كار را ناديده گرفت . پول، حرمت و هويت با شغل مي آيند و انسان

وقتش را به شركتي بزرگ مي فروشد . دنياي گذشته، دنياي پيل هاي بزرگ يا

سازمان هاي عظيم بود . دوراني كه كسب و كار چيزي بيش از حد انتظار به انسان

هديه مي كرد : تامين، امكان ترفيع و فرصت خبره شدن در حرفه . اما خيلي زود

مرزهاي جهاني فرو ريخت و سازمانهاي بزرگ دچار دگرگوني پرشتاب و گسترده

اي شدند . سازمان هاي نو چيزي به غايت متفاوت از گذشته اند و باز هم دگرگون

خواهند شد . سازمان ها ديگر همانند ماشين هايي با قطعات انساني نيستند، بلكه

جامعه هايي هستند كه از اعضاي مستقل با خواست ها و آرزوهاي ويژه شكل

گرفته اند . هوشمندي، همراه با اين افراد جابجا مي شود . پيل هاي قديمي خو

گرفته با دنياي نيرومند گذشته، اينك درمانده اند كه چگونه خود را با شتاب

دگرگوني هاي بنيان كن همراهي كنند . كنار گذاشتن عادت هاي پيروزي آور

گذشته بسيار دشوار است . در سازمان هاي بزرگ، حتي نامه هاي اداري با عنوان

واحد اداري كه فرد در آن شاغل است، صادر مي شود نه به نام فرد . بر در اتاق كار

افراد نيز نام آنها زير عنوان اداري نوشته مي شود . اين به معناي آن است كه فرد

به صورت موقت اين پست سازماني را اشغال كرده است و شخصيت او هيچ اعتبار

ويژه اي ندارد ! اين به معناي بي بها نشان دادن افراد انساني است . البته شايد راه و

رسم پيل هاي پير، ديگر برافتاده باشد اما همچنان به وجود سازمان هاي بزرگ

نيازمنديم. اينها حتي بيش از گذشته نيرومندتر و گسترده تر مي شوند . بسياري از

ما همچنان به گونه اي با پيل هاي بزرگ در ارتباطيم، براي آنها كار مي كنيم، از

آنها خريد مي كنيم يا به آنها مي فروشيم . پيل هاي جوان با چهار چالش عمده

روبرو هستند:




Cloob
ارسال شده توسط هدا کشورشاهی